بی دینی مد شده است! اتئیست بودن یک افتخار جدید جوامع نوظهور در دنیاست، خیلی چیز عجیبی نیست، الان برای اینکه بتوانی بگویی که صاحب تفکرم و چشمم کور از یک مسلکی پیروی نمی کنم، بهتر است بگوئی بی دینم! برای اینکه دانش و خردت را هم به رخ دیگران بکشی، باز هم بهتر است که بگویی علم پرستم! این از غرور بشر است، بشر فکر کرده است که پخی شده است! فکر کرده است که پیشرفت علم به عددی تبدیلش کرده است، همین بشر دانشمند امروزی هنوز نمی تواند یک قلب درست و حسابی بسازد! هنوز نمی تواند چهار تا مویرگ از پرده چشم را بردارد و جا به جا کند! یا مثلا به لال ها قدرت سخن گفتن بدهد! یا حتی قرصی به تو بدهد که بیماری های روانی ات، درمان شود! آنوقت می گوید : جهان در تصادف ایجاد شده است! اولین بشر هم احتمالا سوسک بوده است که وقتی از زیر لایه اوزون رد شده است، جهش ژنتیکی کرده است و شده است پدر آدمیان!
"تصادف" همیشه بهترین توجیه بشر است. وقتی که کودکیم وقتی کار بدی می کنیم ، از ترس مان می گوییم تصادفی بود! وقتی که بزرگ هم می شویم و مثلا تصادف می کنیم یا در امتحان رد می شویم، باز می گوییم تصادفی بود! حالا وقتی دوست نداریم خدا باشد، می گوییم تصادفی ست! چون ما "دوست نداریم" خدا باشد! همین و بس.
می دانی چرا؟ چون "مد شده است" چون اگر بگویی خدا پرستم، املی! بی سوادی و بعد برای تو آمار رو می کنند که تحصیل کرده ها آتئیست اند! میلیون ها دانشمند بزرگ در قرون گذشته خداپرست بوده اند! و امروزه ما به خاطر آمارها و برای اینکه جلوی رفقا کم نیاوریم، "کافر" می شویم! شرایط جبر زمانه است! اینجوری اقتضا می کند. دوستی می گفت : اگر خدا پرست باشی، در جمع باحال ها راهت نمی دهند! آنروز به این حرفش خندیدم! امروز می بینم همه مردم جوگیر شده اند! از "بی خدا"یی شان راحت سخن می گویند و این را نشانه دانش والای شان می دانند! بالا بروید، پائین بیائید کره زمین بزرگترین مردانی که تا به امروز به چشم دیده است : خدا پرستان بوده اند! اگر 100 دانشمند و فیلسوف و اندیشمند کافر نشانم بدهید میلیون ها دانشمند و اندیشمند و کاشف خداپرست نشان تان می دهم! "علم" اندکش غرور می آورد! ولی وقتی که اسم ت بشود "دانشمند" می شوی ادیسون، نورت، داوینچی، نیوتون، فارابی، ارسطو و خیلی های دیگر! "خدا" اگر ماده بود و قابل نشان دادن که این همه قرن ها میان ملحدان و خداپرستان درگیری نبود! "خدا" چیزی ست که باید باورش کنی، به شرطی که تابع "مد"روزگار خویش نباشی.
*
درباره پست آقای بولتس اول از همه من آمار خداپرستان و غیرخداپرستان را با ماخذ غیر ویکیپدیایی برایشان می گذارم :
http://www.adherents.com/Religions_By_Adherents.html
1. Christianity: 2.1 billion
2. Islam: 1.5 billion
3. Secular/Nonreligious/Agnostic/Atheist: 1.1 billion
4. Hinduism: 900 million
5. Chinese traditional religion: 394 million
6. Buddhism: 376 million
7. primal-indigenous: 300 million
8. African Traditional & Diasporic: 100 million
9. Sikhism: 23 million
10. Juche: 19 million
11. Spiritism: 15 million
12. Judaism: 14 million
13. Baha'i: 7 million
14. Jainism: 4.2 million
15. Shinto: 4 million
16. Cao Dai: 4 million
17. Zoroastrianism: 2.6 million
18. Tenrikyo: 2 million
19. Neo-Paganism: 1 million
20. Unitarian-Universalism: 800 thousand
21. Rastafarianism: 600 thousand
22. Scientology: 500 thousand
پس معلوم شد که نیمی از کره زمین بی دین نیستند! تقریبا 14 درصد کره زمین بی دین هستند! که البته آن 1 میلیارد شامل سکولار و آتئیست ها و ماتریالیست ها هم هست! درباره آن تصاویری که نشان داده اید، دوست دارید من هم تصاویر برادران آتئیست روس را وقتی که کودکان مسلمان را زیر تانک له می کردند در وبلاگ بگذارم؟ چهارتا عکس و چهار تا خانواده و چند نوع انسان نشانگر یک تفکر نیست! از شما بعید است که با چهار تا عکس قمه زنی و این ها که خودتان هم می دانید عمده مسلمانان با آن مخالفند بخواهید یک "واژه" را زیر سئوال ببرید! انسان برای مباحثه از حربه های خرد استفاده نمی کند.
و درباره تربیت کودک. یک سئوال آقای بولتس عزیز : شما اگر صاحب فرزند شوید و اگر فرزند شما از شما پرسید که خدا چیست؟ به او چه می گوئید؟ می گوئید خدا هست یا نیست؟ می گوئید کائنات را یک تصادف تولید کرده است یا می گوئید خدایی هست، یا می گذاریدش سرکار؟ اصولا چه جوابی به سئوال کودکتان می دهید؟ واضح است که به او نمی گوئید خدا هست! چون خدا را باور ندارید! پس عملا می گوئید که خدا نیست! پس شما هم تفکرات مذهبی تان را به کودک تان منتقل کرده اید! این ناخواسته یک اتفاق است که در همه جوامع می افتد! فرزند شما شانس بسیار کمی خواهد داشت که "خدا پرست" شود! چون شما ناخواسته جلوی دانستن ش را خواهید گرفت. پست خانم شین هم از زبان یک خدا پرست بود! خانم شین به عنوان یک آتئیست روزنگار نمی نویسد! به عنوان یک خداپرست می نویسد. پس اصولا کسی که به خدا اعتقاد دارد، "تز" فکری اش خداپرستی ست. مگر چیزی غیر از این است؟
*
و اما درباره 60 کامنت پست قبلی:
درباره آن آیه سوره نساء چند نکته را یادآور می شوم و بحث آن آیه را می بندم. 1 – در زمان عرب تمکین میان زنان بسیار رواج داشته، عرب بسیار موجود مردسالاری بوده، پیامبر در میان این قوم بدوی تکوین قوانین الهی رو تبئین کرده، پس اصولا نمی توانسته در اون اوضاع قوانین زن سالارانه رو تکوین کنه. در عوض پیامبر دخترش رو تکریم می کرده. بارها و بارها دست دخترش رو می بوسیده و بارها در میان امت اعلام می کرده که "دختران شما نور خانه های شمایند" ، شاید این جمله برای شما ساده بیاد، ولی اگر به کتاب "تاریخ عرب" نوشته جرجی السالم که زندگی عرب شهری رو نشون میده مطالعه کنید متوجه می شین که اسلام در چه شرایط بحرانی و در چه مکان خاصی نازل می شه. 2- آیات شرایط خاص خودشون رو دارند، همونطور که در پست قبل هم گفتم، هر آیه ای پیشینه ای داره و اینکه شما هزارجای دیگه این آیه رو تکرار کنید، نشانگر اینکه امروز این آیه کارکرد داره نیست! قوانین بشری تکمیل می شه و دین پشتوانه اصلی بشره. امروز اگر شما توی صورت همسرتون بزنید (حتی اگر تمکین نکند) شما طبق قانون مجرم شناخته می شوید! پس اصولا دین به صورت پله کانی تقویت می شه و به دانش روز مجهز می شه! در اون زمان چون قانون گذار نبوده، اسلام از این روش استفاده کرده (تازه در واژه فعل ضرب توی اون آیه کلی تفسیر هست، چون "اضرب" به معنی تشدیده و "ضرب" به معنی ملایمت. خود اسلام هم میگه اگر همسرتون رو زدید و جایی از بدنش از رنگ پوستش تیره تر شد ، یعنی حتی نمی گه سرخ، می گه جای عضو زننده روی عضو مذکور باقی بمانه _ شما موظفید دیه بدهید و رضایت کسب کنید، این در کدام دین وجود داره؟ ) حالا این آیه در امروز و جامعه امروزی تکمیل می شه، امروز دادگاه هست، هم زن می تونه از مرد شکایت کنه هم مرد از زن، مگر قوانین ایران برگرفته از کره ماهه؟ با قوانین دنیا پیش میره.
و اما درباره تبعیت، مگر مسیحی ها به طور کامل از دین شان تبعیت می کنند؟ در همین کتاب مقدس چندین و چند جا در مذمت شراب و زنا سخن گفته شده :
کتاب هوشع، فصل 4، شماره 11:
«زنا و شراب و شیره، دل ایشان را می رباید»
1 کتاب اشعیای نبی، فصل 5، شماره 11 و 12:
وای بر آنانی که صبح زود برمی خیزند تا در پی مسکرات بروند و شب دیر می نشینند تا شراب، ایشان را گرم نماید، و در بزم های ایشان عود و بربط و دف و نای (چند تا از لوازم موسیقی) و شراب می باشد، اما به فعل خداوند نظر نمی کنند ...»
*کتاب امثال سلیمان، فصل 23، شماره 20 و 21 و 29 تا 33:
« از زمره می گساران (شراب خواران) مباش، و از آنانی که بدن های خود را تلف می کنند. زیرا که می گسار و مسرف، فقیر می شود... وای از آن کیست و شقاوت از آن که؟! ... آنانی را است که شرب مدام می نمایند و برای چشیدن شراب ممزوج داخل می شوند. به شراب نگاه مکن وقتی که سرخ فام است، حینی که حباب های خود را در جام ظاهر می سازد و به ملایمت فرو می رود اما در آخر مثل مار خواهد گزید و مانند افعی نیش خواهد زد. چشمان تو چیزهای غریب را خواهد دید و دل تو به چیزهای کج تنطق خواهد نمود. (میل پیدا خواهد کرد)...«
*کتاب اشعیای نبی، فصل 28، شکترخ 7 . 8»
«... و لکن اینان نیز از شراب گمراه شده اند و از مسکرات سرگشته گردیده اند، هم کاهن و هم نبی! از مسکرات گمراه شده اند و از شراب بلعیده گردیده اند، از مسکرات سر گشته شده اند و در رویا گمراه گردیدند و در داوری مبهوت گشته اند. زیرا که همه سفره ها از قی و نجاست پر گردیده و جایی نمانده است»
* کتاب دانیال نبی، فصل 1، شماره 8: « اما دانیال در دل خود قصد نمود که خویشتن را از طعام پادشاه و از شرابی که او می نوشید نجس نسازد.»
واما درباره اینکه قبل از دین اسلام حقوق زن بالاتر بوده، شما 3 جلد اول کتاب تاریخ تمدن آقای ویل دورانت را که مربوط به هند و ایران و مصر و یونان است رو مطالعه کنید و آنوقت شاخ در می آورید که با زنان چه برخوردی قبل از اسلام می شده است! در مصر فاحشه ها بعد از 50 سالگی مثل گاو سرشان قطع می شده است! و یا مثلا در یونان زنان زشتی که بارور نمی شدند را آتش می زدند! (من در پست بعدی چندین نمونه دیگر از فجایعی که قبل از اسلام در حق زنان می شده را برایتان ذکر می کنم) حقوق زنان در قبل از اسلام آنقدر نازل بوده است که یک مرد در هند می توانسته بیش از 100 زن داشته باشد!
و اما درباره حضرت خدیجه و عایشه، بر عکس تمام اطلاعات غلطی که در کتب درسی ما داده شده است، حضرت خدیجه نه تاجر بوده است، نه فرد مشهور در جامعه خویش. حضرت خدیجه به علت فوت پدر، در قیادت عموی خود بوده است که عموی ایشان با ارثی که ایشان از پدر برده بودند تجارت می کردند! پدر حضرت خدیجه هم سرشناسان عرب بوده است. عایشه هم دختر یکی از رجال زمان خود بوده (ابوبکر) و اصولا در همان زمان هم در مذمت عایشه بسیار سخن ها که گفته نشده است (مراجعه شود به صحیحه بخارایی ، نوشته شیخ بخارایی از علمای اهل سنت)
در همان زمان برعکس تمام سنن عرب، پیامبر با زنی 10 سال بزرگ تر از خودشان ازدواج می کنند! (در عرب رسم بوده که مردان اصولا با زنی بیشتر از 14 سال ازدواج نمی کردند. دختر در 19 سالگی ترشیده لقب می گرفته). عرب در اون زمان اگر یک پسر به دنیا می آورد، می توانست صاحب دختر شود. ولی اگر صاحب فرزند پسر نمی شد، موظف بود طبق قوانین دخترانش را زنده به گور کند!
و اما درباره "اخلاق" که خانم انار اشاره کردند، یکی از دوستان در کامنت دقیقا چیزی که می خواستم بنویسم رو نوشت : اگر اخلاق قرار بود مانع از انجام خیلی از اتفاقات باشه، پس چرا در غرب تجاوز به کودک، قتل، فساد، شبکه های پورنو، باندهای مخوف و ... روز به روز بیشتر می شه و این "اخلاق" نمی تونه جلوی این حرکت رو بگیره؟ چرا همین الان بالاترین میزان خشونت جنسی در دنیا متعلق به ایالت متحده امریکاست؟ چرا بالاترین تجاوز به کودکان در شمال اروپا ، یعنی مهد اخلاق و بی دین یه! پس آقای اخلاق چطور نمی تونه درست عمل کنه؟
"دین" تفاوت ش با اخلاق اینه که ، دین درست که تفسیر و تدبر داره! ولی دین مثل "قانون"ه! مثل دوربین های اتوبون هاست که سرعت بیش از حد رو ضبط می کنه و انسان رو جریمه می کنه. من قبل از اینکه اخلاق بهم توصیه کنه که 100 میلیون رشوه نگیرم (که اصولا شهوت اخلاق رو توجیه می کنه) ، "دین" جلوی من رو میگیره! دین و اخلاق تو اهرم موازی بشر هستند! بشر "اخلاق" گرا می شود چیزی مثل مدینه فاضله امریکا و فرانسه. یک کمی به میزان فساد در جوامع اخلاق گرا نگاه کنید! میزان تجاوز به کودکان، باندهای مواد مخدر، میزان تجاوز به عنف، سرویس های پورنو، قمارخانه ها! اینجاست که اخلاق هیچ کاری از دستش بر نمیاد!
یادم تو کتاب خاطرات مک نویل ، جاییش نوشته بود که رئیس ارتش اسرائیل وقتی که می خواست دستور حمله به نوار سرخ رو بده، چون اونجا کلی زن و بچه بودند، تمام یهودی های دو آتشه رو از صف سربازها خارج می کنه. وقتی که ازش می پرسند چرا ، میگه : نمی خوام وقتی صدای ضجه مادران را زیر لاستیک های تانک می شنوند، نوشته های تورات توی گوششون وزوز کنه!
*
متاسفانه مردم "دین" را با تفسیرهای غلطی که از "دین" می شه اشتباه می گیرند! "دین" به نوبه خودش قابل نقد نیست! تفسیرهایی که از دین می شه قابل نقده. که اون تفسیرها اصولا چون تابع فکر یک بشره و بشر ناقصه، بهشون ایراد می شه وارد کرد. و الا اگر ما به اصل "خدا" اعتقاد داشته باشیم، معتقدیم که "دین" چیزی ست از طرف او. ولی ما مفسر این "دین"یم ، پس گاهی با برداشت غلط و تحریف آمیز، این "نام" رو لکه دار می کنیم.
من از چند تا از کامنت ها خیلی ناراحت شدم، ولی پاک شون نکردم! یکی اینکه حرمت هر انسانی دست خودشه، مهم نیست که توی نام کامنت ها اسم خودتون رو غلط اعلام می کنید و مثلا به جای رضا ، می زارین کتی! مهم اینه که انسان حتی اگر دین هم نداشته باشه، باید پیرو اخلاقیات باشه. "اخلاق" که مکتب پدر ما افلاطون ه، به ما حکم می کنه ادب رو شرط زندگی کنیم و احترام بگذاریم.
آقای الف.